شعری ناب از مهدی اخوان ثالث
تو را با غیر می بینیم صدایم در نمی آید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم
تحمل می ورد اما شب غم سر نمی آید
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 14:53 توسط ابراهيم كوهی
|
ابراهیم کوهی