شعری ناب از فریدون فرخزاد
ای که با من آشنایی داشتی
ای که در من آفتابی کاشتی
ای که در تعبیر بی مقدار خویش
عشق را چون نردبام انگاشتی
ای که چون نوری به تصویرت رسید
پرده ها از پرده ات برداشتی
پشت پرده چون نبودی جز دروغ
بوده ها را با دروغ انباشتی
اینک از جر تو و جولان درد
می گریزم از هوای آشتی
کاش حیوان در دلت جایی نداشت
کاش از انسان سایه ای میداشتی
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ ساعت 9:57 توسط ابراهيم كوهی
|
ابراهیم کوهی