چه زیبا گفت سهراب سپهری

تو مرا یاد کنی یا نکنی

باورت گر شود گر نشود

حرفی نیست اما

نفسم می گیرد در هوای که نفسهای تو نیست

پندی بزرگ

نه هر قصاب ماهر می کند پوست

نه هر نان و نمک خور می شود دوست

هر رهگذری محرم اسرا نگردد

صحرای نمک زار چمن زار نگردد

شعری از صادق سرمد

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آن مرغی ز قفس پریده باشد

پر و بال ما بریدند در قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد