شعری از شاعری ناشناس

از پیله بیرون آمدن گاهی رهایی نیست

در باغ هم پروانه غمگین گرفتار است

این کشور و آن کشور ندارد حس دلتنگی

دیوار با هر طرح و نقشی باز دیوار است

تک بیتی از حافظ

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

چه دانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

شعری از مولانا

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم

درین سراب فنا چشمه حیات منم